شما هم یک دوست جذاب دارید که نمی دانید چه قدر خظرناک است؟

خرید بک لینک

تا حالا شده با اشخاصی برخورد کرده باشید که با وجود همه ی اذیت و آزارهایی که به شما روا داشته، بازهم احساس کنید که ترکشان مشکل است و هنوز برایتان دوست داشتنی و حتی الگو هستند؟

تقریبا هرکسی یک جایی در زندگی اش با یکی از این آدم های به ظاهر دوست داشتنی دست و پنچه نرم می کند: در رابطه عاشقانه،دوستی سرکار و خانواده.

موضوعی که می خواهم به آن بپردازم به هم ریختن ذهتنان درباره ی این آدم های لعنتی و جذاب است که متاسفانه عدم آگاهی (به دلیل فقدان آموزش اجتماعی و نادیده گرفتن اهمیت روانشناسی) موجب شده که مردم آن ها را افرادی معمولی با خصوصیات فردی پیچیده بشناسند. اما این افراد در واقع دارای اختلال روانی به نام سوسیوپت هستند. افرادی که شما آن ها را در تعامل با دیگران کاریزماتیک، گرم، باهوش و به دلیل رفتارهای متناقض در برخورد با شما مرموز و اغوا کننده می یابید باعث می شوند در شناخت از این ارتباط به یک نتیجه گیری منطقی به نفع خودنتان نرسید.

از طرفی دیگر اغلب مردم همیشه می پندارند افراد با اختلالات روانی، از خود حالت های عجیب و غریب و نامتعارف نشان می دهند و همه قادرند که بیماران روانی را از غیر، تمیز دهند. اما در واقع همانطور که اشاره شد سوسیوپت ها بسیار موجه، اجتماعی و دلربا هستند.

انگیزه نوشتن این مطلب هم شناخت واقعی این افراد و ارائه یک بینش صحیح است تا بتوان تصمیم مناسبی در رابطه تان بگیرید و خود را قربانی یک سوسیوپت نکنید و به اصطلاح دم به تله اشان ندهید. لازم است درک کنید که سوسیوپت به درستی چه کسی است زیرا که به سختی میتوان به او شک کرد.

در ضمن طبق آمار (به نقل از کتاب خلاصه روانشناسی) چون اینگونه افراد به آسانی مقبولیت اجتماعی گسترده ای پیدا می کنند درصورتیکه الگوهای سالم هنجارهای اجتماعی در جامعه ایرانی نامشخص و تعریف نشده باشد، بستربسیار مناسبی برای جولان دادن این بیماران روانی کاریزماتیک ایجاد می شود.

ما خاطرات زیادی از درد ودل دوستانی داریم که از بی ثباتی و عدم امنیت روانی در رابطه شان (رابطه کاری، عاشقانه و …) گله مندند و با وجود نارضایتی از طرف مقابل خودش را مقصر می داند و همیشه به یک نتیجه می رسد: مقصر اصلی خودش است زیرا نتوانسته به درک درستی از رابطه برسد، اگر طرف مقابل را بهتر درک می کرد و او را از خود ناامید نمی کرد، نشان می داد لیاقت این رابطه را دارد و حتمن رابطه به خوبی پیش می رفت اما دوستتان زیادی روی مخ طرف مقابل رفته و همه چی بهم خورده. او حتی اشاره می کند، خنگ بازی هایش باعث شده طرف مقابلش (عشقش، والدین، فرزند و یا رئیسش) از کوره دربرود و عصبانی شود. در میان حرفایش پی می برید که دوستتان نمی داند طرف مقابلش واقعن کیست؟ اما طوری به آن رابطه کشش دارد که قادر نیست از آن بیرون بیاید. در عین استیصالش به شیفتگی و عشقش به آن فرد اعتراف می کند. مثلا دختران برای پیدا کردن شخص مناسب جذب مردان سوسیوپت جذابی می شوند و همه ی انرژی و توان خود را در این ارتباط می گذارند درحالیکه چالش برانگیزترین رابطه را انتخاب کرده و خود را گول می زنند که این چالشی سالم است اما همینطور که جلو می روند با خصیصه های اخلاقی گیج کننده ای روبرو می شوند که در این متن به مرور آن ها خواهیم پرداخت. در کل رابطه با یک ساسیوپت همیشه عاقبت مشخصی دارد: آسیب های روانی زیاد، تجربه یک رابطه شکست خورده و شخصیتی خورد شده اما هنوز وابسته که خود راتنها می یابد.

برای شناخت یک سوسیوپت بایستی از اینجا شروع کنیم که به صورت کلی و در حالت نرمال آدم ها به دوستانشان اعتماد دارند و دوستشان دارند. ما معتقدیم که دوستانمان خیر و شادی ما را می خواهند و با ما صادق اند. با این ذهنیت نفوذ دوستانمان روی ما بیشتر می شود. آن چه را که آن ها می گویند باور می کنیم و به نصایحشان گوش می دهیم. بده بستان دوستانه داریم و تا حدودی انتظارات دو طرف از دوستی برآورده می شود. خط و خطوط ها و شخصیت دوستانمان کاملا واضح و روشن است. رابطه در بیشتر مواقع دلیلی برای آرامش خاطر و احساس رضایتمندی از خود و رابطه دوستی است. همه ی این مجموعه رفتارها و تعاملات طبیعی و سالم است.

اما یک سوسیوپت با ایجاد دوستی قدرت می یابد. چگونه؟ وقتی وارد یک رابطه دوستی می شود به دلایلی که در بالا اشاره شد، نه تنها احساس نفود بلکه احساس قدرت برتری نسبت به مردم می کند. از دوستانش و یا اطرافیانش به واسطه دوستی امتیازاتی می گیرد و در واقع چیزی نمی دهد.

اگر شما در رابطه با یک سوسیوپت ۹۹ در صد از انرژی و دوستی را بدهید او ممکن است برای ادامه رابطه ۱۵ درصد تلاش کند و انرژی بگذارد. او کاملن به کاری که کسی به عنوان یک دوست در حقش انجام می دهد، حواسش جمع است و در این کار حسابگری می کند. افراد مبتلا به شخصیتهای سوسیوپت میتوانند کاملاً فریبنده و متقاعدکننده به نظر آیند و بهطور قابل توجهی نسبت به نیازها و ضعفهای دیگران آگاهند.

او تنها چیزی را می دهد که پشتوانه کم هزینه ای برای بقای رابطه است اما یک دوست را نیز درگیر رابطه نگه می دارد. هیچ وقت نمیتوان برای انجام کاری به یک سوسیوپات تکیه کرد، زیرا آنها به رویاها و خواستههای دیگران اهمیت نمیدهند. آنها به مشکلات دیگران توجهی ندارند حتا اگر خود آنها علت این مشکلات باشند. این الگو فقط در رابطه دوستی نیست . در خانواده و گروه کاری نیز صادق است.

در ضمن یک سوسیوپت زوایای متفاوتی از شخصیت خود را پنهان می کند. چون ممکن است که شما پی به شخصیت و نیت واقعی او ببرید. استعداد ماهرانه ای برای دروغ گفتن و تقلب دارد و به هیچ عنوان احساس گناه نمیکند. عادت دروغگویی در ماهیت آنها تنیده شده است و در نتیجه، آنها به راحتی، بدون هیچ نوع تردید میتوانند دروغ بگویند. دروغگویی برای یک سوسیوپات جبری است و بیان حقیقت حتی در شرایط معمولی برای آنها دشوار است.

ارتباط با یک سوسیوپت مانند یک رولر کوستر احساسی است. این بیماران توانایی ایجاد روابط دوستانه و پایداری ندارند. همچنین مدام طرف مقابل خود را درگیر با رابطه خود می کنند. اذ یک طرف به صورت ذهنی شما درگیر کشف ماهیت این رابطه و یک چرای بی جواب است. از طرف دیگر به صورت فیزیکی درحال حل کردن مشکلات معطوف به او یا درحال انجام دادن کارهایی برای او و همراهی اش هستید.

بعد از مدتی متوجه می شوید که از شما استفاده ابزاری شده یا دروغ گفته شده، سرزنش شدید، تحقیر شدید، برای بلند کردن صدایتان خود را سرزنش می کنید. با این حال گویی همه ی این آزارها آن قدرها هم برایتان سخت و جدی نیست. زیرا او حتی در حالی که فردی را استثمار میکند، احساسهای اعتماد را در وی بر میانگیزاند. با شخصیت خوش برخورد خود، قربانیان خود را دقیقن وقتی فریب میدهد که آنها گارد خود را باز گذاشته چون به نظر میرسد که آنها مردم دوست داشتنی، مهربان و نوع دوست اند ولی در واقع فقط به دنبال انگیزه خود هستند. پشت این ماسک، شخصیتی تحکم آمیز، بیاحساس و در بدترین موارد، بیرحم وجود دارد.

یک سوسیوپت طوری رفتار می کند که شخصیت شما را تخریب کند. بارها و بارها به شما القا می کند که کارهای شما اشتباه است. اعتماد به نفستان را پایین می آورد، باعث شک به خودتان می شود و در نهایت متوجه می شوید شخصیت جالبی ندارید خودتان را دوست نخواهید داشت هم راستا که او را دوست دارید و برایتان جذاب است. سوسیوپت در همین مرحله شما را نگه می دارد. شما یاد می گیرید که او از شما می خواهد چگونه باشید و از نظر او چگونه بهتر به نظر می رسید. و خود ویران شده شما سعی می کند خود را بر اساس میل او بیاراید. اما شخصیت اصلی شما می داند که یک جای کار می لنگد اما شخصیت مهار شده و تغییر یافته می خواهد تحت لوای سوسیوپت باشد، این درحالیست که او کاراکتر شما را چیده اما شما درباره او زیاد نمی دانید. شما به سختی به او نه می گویید.

او دیگران را به بازی می گیرد و به تقلید احساساتی می پردازد که خودش از درک آنها عاجز است. دلسوز می شود، بی وقفه محبت می کند، کارهای خیریه انجام می دهد، رمانتیک می شود اگر گرایش سیاسی دارید معترض سیاسی به جناح مخالف شما می شود و هزاران دوز و دغل بازی دیگر سر شما در می آورد. شما به او وابسته اید. منتظرید با شما قراری بگذارد که از او بپرسید آیا شما مورد پسند او هستید و اگر نه چه کار اشتباهی از شما سرزده و یااینکه منتظر تماس تلفنی او می مانید. او به دروغ به شما می گوید که بیش از هرکس دیگری به فکرتان بوده اما امکانش را نداشته به شما اهمیت بدهد و خیلی درگیر بوده. در صورتی که او خودمحور و بی اهمیت به دیگران است. او به راحتی شما را قانع می کند که از او انتظاری نداشته باشید. در ضمن اگر به کارش نیایید به راحتی و بدون هیچ دلیل منطقی شما را ترک می کند. حتی ممکن است با کسی که شما با او مشاجره و مشکل داشته اید دوست شود.

در تعامل با دیگران، سوسیوپت خود را شخصیتی کاریزماتیک و دلپذیر نشان میدهد و شما فکر می کنید آن لحن صحبت ها، بی توجهی، رنج کشیدن ها از سوی او یک موضوع کم اهمیت تر نسبت به رابطه تان است. حق و حقوق مساوی تان را نسبت به شخص سوسیوپت قربانی می کنید و آن را فداکاری می نامید که مثلا به دنبال ایجاد شرابط بهتری در رابطه با او هستید. اگر هم اطرافیانتان به شما گوشزد کنند که شما تغییر کرده اید و این شخص و یا رفتار کارفرمایتان مناسب شخصیت شما نیست، اهمیتی نمی دهید و گاها از منتقدتان آزرده خاطر می شوید.

طغیانهای خشونتآمیز بر سر مسایل ناچیز نیز از جمله رفتارهای غیرطبیعی سوسیوپت میباشد.

در کل مهمترین راهکار اینست که شما به خودتان بیایید و متوجه بشوید که خود را در رابطه ی اشتباهی انداخته اید. (سبب اصلی سرخوردگی هایتان شخص سوسیوپت است چرا که تکنیکش بر اساس تخریب خودباوری شما و ایمان و علاقه به اوست.) هرچه زودتر از او دور شوید. نه تلفن، نه اس ام اس، نه پیامک هیچ گونه رابطه ای نداشته باشید. حتی احوال پرسی دوستانه! زیرا خطر بازگشت به او بسیار محتمل است. او ممکن است از هر راهی بخواهد که شما را نگه دارد یا بازگرداند. او سال ها وقت شما را با آزار، فریب، دروغ و دلربایی تلف می کند.

اما بایستی هوشیار باشید و هرنوع رابطه تان را با او قطع کنید و خود را از آسیب بیشتر محافظت کنید.

از او فرار کنید.

شما هم یک دوست جذاب دارید که نمی دانید چه قدر خظرناک است؟...

ما را در سایت شما هم یک دوست جذاب دارید که نمی دانید چه قدر خظرناک است؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 9:31

صفحه بندی